تبليغاتX

Jahanam-e-Farzanegan

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت.

ولی مشتاقم از گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

نم گرم خودش را در گلویم سخت افشارد

بدین سان بشکند هر دم سکوت مرگبارم را و

آشفته تر سازد خواب خفتگان خفته را!!!!

نوشته شده توسط Taraneh &Taranom در ساعت 19:13 | لینک  | 

دیدم همه در مورده همایش آپ کردن و یه حرفایی زدن منم گفتم آپ کنم تا جوابشونو بدم!

این سمپاد عشقی خیلی یه طرفه به قاضی رفته

اون سیگار بهمن هم ماله انجام آزمایش بود تازه اگه هم اسپانسر بود ضعف شما رو نشون میده

آزمایش جوش شیرین و سرکه هم ماله شایستگان بود و به ما اصلا ربطی نداره. ولی در رابطه با فرزانگانی ها هم باید بگم که خوب روی پسرا رو با آزمایش های کاملا علمیشون کم کردن

این شهید بهشتی ها رفته بودن همه ی آزمایش هاشون رو از روی یه کتاب به اسم سرگرمی های شیمی در اورده بودن و جالب اینجا بود که از غرفه ی اول تا آخر هر کدوم یکی رو برداشته بودن و با این حال انقدر هم تو کف خودشون و کارای خودشون بودن

اون غرفه که چاقو می زد یک آزمایش دیگه هم داشت که ریختن فنل فتالئین روی باز بود که وقتی می خواستن برای ما انجام بدن بد ضایع شدن  که لازم به ذکر که این آزمایش از آزمایش جوش شیرین و سرکه ی شایستگانی ها هم بدتر بود

و حالا اصل حالش این جاست که دخترا خوب حال پسرا رو گرفتن:

یکی از بچه های ما رفته بود سر غرفه ی این چاقو کشا یارو می خواسته براش چاقو بزنه رو دستش که این دوست گرامی برگشته بش گفته:«نه حسن خیلی خطرناکه حسن»

خوب معلومه وقتی یه آزمایشه لوسو ۱۰۰۰۰۰ بار انجام بدین از این تیکه ها هم بتون می اندازن(لازم به ذکر که من فقط اینو گفتم برای بالا بردن کیفیت همایش در سالهای آینده)

در مورد کم نیاوردن مواد از جانب دخترا  هم باید بگم که این از مدیریت و دور اندیشی دختراست .

حالا بترکید

           تا بعد

 

نوشته شده توسط Taraneh &Taranom در ساعت 18:15 | لینک  | 

            گفتم:"بهار؟

                     ــ خنده زد وگفت:

                       ــ "ای دریغ

                                 دیگر بهار رفته نمی آید.

           گفتم:"پرنده ؟

                     گفت:

                            "اینجا پرنده نیست

                             اینجا گلی که باز کند لب به خنده نیست

          گفتم:"درون چشم تو دیگر ......؟

                          گفت :

                                  هرگز نشان از باده ی مستی دهنده نیست

                                 این جا به جز سکوت سکوتی گزنده نیست.

                     

نوشته شده توسط Taraneh &Taranom در ساعت 18:18 | لینک  | 

عمری است کتاب عشق نقطه چین است

 بنویس که از ظاهر امر عمر بر این است

وقتی نگاه می کردم

از گل به خار رسیدم

با خود گفتم پروردگارا

چه فلسفه ای است در این همسایگی

وچه حکمتی است در این بیگانگی

با یه مشت خاطره های خوب و بد

مگه می شه تا ابد زندگی کرد

همه جا اشکم سرازیره

دل از زندگی سیره

انگاری این روزا دل داره می میره

و میره پی کارش

صدات مونده نمی دونم توی کدوم کوه قلبم

نگات مونده که برده عقل و هوشم

خودت نیستی ولی یادت باهامه

رفیق گریه ها و غصه هامه

تو که رفتی

ولی عطرت نمی ره

خودت نیستی ولی دلت اینجا اسیره

رفتی

ولی

عشقت که مونده

همین عشقت دل ما رو سوزونده

ای عزیز

جان من:

من برای مرگ خود یک بهانه می خواهم

یک بهانه پوچ و عاشقانه

با تو نبودنم

مرگ است

بی تو بودنم

هرگز

گر بهانه این باشد

من بهانه می گیرم

و عاشقانه

می میرم

نوشته شده توسط Taraneh &Taranom در ساعت 19:34 | لینک  | 

سلام

همه می دونن که این روزا بازار کار نوید و امید خیلی داغه و خیلی از آدما نوید امید گوش میدن.

من زیاد از امید خوشم نمیاد ولی نوید آدم باحالیه.

من خودم از آهنگ چی می شد خیلی خوشم میاد شما رو نمی دونم.

بقیه ی عکسا رو تو ادامه ی مطلب می زنم.


بقیه اش
نوشته شده توسط Taraneh &Taranom در ساعت 12:0 | لینک  | 

 به نام ایزد منان  

باز کن پنجره ها را ای دوست

که بهار روز میلاد اقاقی ها را

جشن می گیرد و بهار روی

هر شاخه کنار هر برگ

شمع روشن کرده است

هیچ یادت هست

که زمین را عطشی وحشی سوخت

تشنگی با جگر خاک چه کرد

هیچ یادت هست

سیلی سرما با تاک چه کرد

حال بیا معجزه باران را

باور کن و

سخاوت را در چشم چمن زار ببین

که در این کوچه تنگ

با همین دست تهی روز میلاد

اقاقی ها را جشن می گیرد

تو چرا این همه دلتنگ شدی

باز کن پنجره ها را

و بهاران را باور کن

سال ۸۵ با همه ی خوبی ها و بدی هاش تمام شد . آخرهای سال ۸۵ بود که این وبلاگ شروع به کار کرد اما شما ها  با نظراتتون هیچ وقت ما روتنها نذاشتید اصلا پیش این همه وبلاگ و صاحباشون احساس غریبی نکردیم .از همه ی شما دوستان متشکریم .همتون رو دوست داریم .امیدوارم سال ۸۵ سال خوبی برای تک تکتون بوده باشه و سال ۸۶ بهتر از سال های قبل و پر از شادی خنده موفقیت و .......  باشه.و به همه ی آرزوهاتون برسید .

خدانگهدار ۸۵

ترنم و ترانه

 

 

                             

نوشته شده توسط Taraneh &Taranom در ساعت 19:45 | لینک  | 

پس از سال ها از حیات مادی ام توانستم زندگی زمینی را معنا کنم . آن

هنگام که در چشمانت چشم دوختم و نگاهی سرشار از معصومیت کودکانه

را در آن یافتم. پس از سال ها در رویایی بی نظیر غوطه ور شدم ولی 

افسوس و صد افسوس که این رویا دیری نپایید زیرا تو که همزاد من بودی

و سال ها بی من به  دغدغه های روزمرگی عادت کرده ای در سکوت

سنگین همه ی حصار ها و دیوار های زمینی نمی خواستی صدای مرا

بشنوی خواستم با همه ی احساسم تو را صدا کنم  اما طنین آوای من بلور

سکوت تو را شکست و من بی صدا دور از تو با بند بند وجودم گریستم و تو 

باز بی تفاوت و ساکت باقی ماندی.

نوشته شده توسط Taraneh &Taranom در ساعت 14:33 | لینک  | 

             به نام آن که اشک را آفرید

                                          تا آتش وداع را سردو ایمن سازد

آن گاه هستی بخش عالم عشق را آفرید

و از عشق هستی را پدید آورد

و وقتی عشق نمایان شد . محال ممکن شد

او تمام پدیده ها را آفرید ولی هنوز تنها بود

یارو همدم و محرمی نداشت

سپس شروع به خلق زیباترین و مقدس ترین مخلوق خویش نمود

وآن واژه بود

آن گاه واژه را بیافرید

تا واسطه و رابط میان او و گل سرسبد خلقت او یعنی انسان باشد

پس قدر واژه را بدانیدو آن را هدر ندهید.

نوشته شده توسط Taraneh &Taranom در ساعت 20:33 | لینک  | 

 آن گاه که شب فرا می رسد و کوچه ها از صدای پای آخرین عابران تهی می شود و دامن سیاه شب شهر را فرا می گیرد از پنجره درون کوچه را می نگرم و تنها تو را  می یابم که می توانم برایش داستان ستارگان را بگویم.

Happy valentine 

Happy Valentine's Day 


بقیه اش
نوشته شده توسط Taraneh &Taranom در ساعت 18:40 | لینک  | 

از تركه مي‌پرسن مناسبت اين روزا چيه؟ مي‌گه: شهادت امام حسين و 22 تن از يارانش به دست صدام صهيونيست و همچنين روز 72 بهمن، روز پيروزي انقلاب در صحراي كربلا و فرار يزيد از كربلا به دانمارك و برخورد دو هواپيما به حرمين امام هادي و امام حسن عسگري. ولي در كل انرژي هسته‌اي حق مسلم ماست.

 

نوشته شده توسط Taraneh &Taranom در ساعت 16:45 | لینک  |